جماعت ياد شده دو قسمند:
اوّل آنهائى كه در ادعّاى محبّت اهل بيت (عليهم السلام) و عدم دشمنى با آنان راستگو هستند، پس آنان كسانى هستند كه اگر فضيلتهاى اهل بيت (عليهم السلام) را و عيبهاى دشمنان آنها را بگويند تصديق كنند بدان سانى كه اگر درباره ديگران مى گفتند تصديق مى كردند.
دوم آنهائى هستند كه ادعّاى دروغين مى كنند، و آنها نمى خواهند فضايل اهل بيت (عليهم السلام)را بشنوند، و اگر بشنوند انكار مى كنند، و آن چنان ثابت باشد كه اگر آن را در خصوص ديگران مى شنيدند تصديق مى كردند، ولى انكار نمايند در ناصبى بودن دومى هيچ اشكالى نيست، و امّا اوّلى آنان گرچه با شيعه دشمنى مى كنند و از آن طرف چون با اهل بيت عصمت اظهار محبت مى نمايند در ناصبى بودن و نبودن آنان اشكال هست، ولى بهتر براى شيعيان خداوند به دعوتشان عزت بخشد اينست كه در محنتشان صبر نمايند، و در عقيده ثابت قدم باشند، و به معتقدات خودشان با طرز بهترى آنها را دعوت كنند، تا اينكه حقيقت به آنها آشكار گردد، همانطورى كه با مرور زمان تدريجاً حقيقت روشن گرديده است ( و من يتول الله و رسوله و الذين آمنوا فان حزب الله هم الغالبون )( ) و كسانى كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد با ايمان را بپذيرند (پيروزند زيرا) حزب و جمعيّت خدا پيروز است.