كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

شركت و يا اداره دولتى از كارمندش بر طبق توافق خودشان از كارمزدش در هر ماه كم مى كند و آن مبلغ ها را در بانك شخصى و يا دولتى و يا بيگانه به خاطر بهره اش مى گذارد و سود آن را ميان كارمندان به اندازه وجهشان تقسيم مى نمايد آيا اين معامله صحيح است يا نه؟ و آيا آن سود در حكم مجهول المالك مى باشد و يا خودش مى تواند تصاحب نمايد و اين در صورتى است كه نداند شركت و يا اداره سود را شرط كرده است و يا نه؟ و اگر بداند كه شرط كرده است حكمش چيست؟

هر آنچه از لحاظ دولتى مى گيرد در حكم مجهول المالك است و هم چنين از بانك غير دولتى با توسط بانك دولتى بگيرد آن هم در حكم مجهول المالك است، و هر سودى براى قرض حرام است . آرى مانعى ندارد كه از بانك دولتى بگيرد ولى به نيّت سود نگيرد و حلال نمى شود بر او مگر اينكه وظيفه مجهول المالك را به آن جارى نمايد.

دو نفر معامله اى را انجام دادند و خريدار به فروشنده بيعانه و يا قسمتى از پول معامله اى كه به آن توافق كرده اند داد و قرار گذاشتند كه مابقى پول را سر وقت معينى پرداخت نمايد و جنس را مشترى در اين مدت تحويل دهد، آيا فروشنده حق دارد در صورت عدم پرداخت خريدار بقيّه پول را در سر مدت معين شده معامله را فسخ نمايد، و آيا خريدار مى تواند بيعانه اى را كه داده بود بگيرد؟

پيش از سرآمد وقت مزبور نمى تواند فسخ كند و اگر قرار گذاشته باشند كه در سر وقت معينّى وجه را پرداخت نمايد و در آن وقت خريدار پرداخت ننمايد فروشنده مى تواند معامله را فسخ نمايد. اما بيعانه را لازم است در صورت محقق نشدن معامله و يا فسخ نمودن معامله به خريدار برگرداند.

زن صابئى است كه از مرد صابئى ازدواج نموده و نه تا فرزند دارد مى خواهد به دين اسلام مشرف شود، شوهرش او را تهديد مى كند كه اگر اسلام بياورد او را بيرون مى كند و طلاق مى دهد و فرزندانش را مى گيرد و تمامى فاميلهايش با او دشمن مى شوند آيا تكليف اين زن چيست و چگونه امر خدا را علاج نمايد، در صورتى كه او آگاهى يافته است كه پذيرش دين اسلام لازم و واجب است؟

اسلام آوردن او واجب است اگر چه كار به جدائى بكشد، بلكه حرام است بر او كه بعد از ايمان آوردنش با شوهرش بماند و تمكين نمايد (و من يتق الله يجعل له مخرجا) و هر كه از خدا بترسد خداوند بر آن راه چاره مى گشايد، و خداوند عوض فاميلهاى او فاميلهاى ايمانى نصيب او مى نمايد كه خداوند فرموده (المؤمنون اخوة) مؤمنان برادرند، آرى اگر از جان خود بترسد كه او را بكشند و يا لطمه جبران ناپذيرى بزنند آنوقت جايز است كه اسلامش را پنهان نمايد، و واجبات را به اندازه كه مى تواند انجام دهد تا خداوند براى او فرج و گشايشى در امرش عطا فرمايد.