پيام تسليت حضرت آیت اللّه نوری همدانی

پيام تسليت حضرت آیت اللّه نوری همدانی
۱۴۰۰/۰۸/۰۱

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون

در سالروز شهادت حضرت علی بن الحسین، زین العابدین(علیه السلام)، ارتحال عالم بزرگوار و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد سعید حکیم (رحمت الله علیه)که از خاندان بزرگ علم و فقاهت ، جهاد و شهادت بودند، موجب تأثر و تأسف گردید.

ایشان در کنار تالیف و تدریس معارف اسلامی و نشر فرهنگ اهل بیت عصمت وطهارت(علیهم السلام) و تربیت طلاب علوم دینی هرگز از حق طلبی دست بر نداشت. جهاد فی سبیل الله و تحمل زندان حزب بعث در سالیان طولانی، از معظم له چهره ای ماندگار در احقاق الحق و ازهاق الباطل به یادگار گذاشت.

اینجانب ارتحال این عالم ربانی را به محضر حضرت ولی‌عصر (اروحنا له الفداء) ، رهبر معظم انقلاب اسلامی، مراجع عظام تقلید، حوزه‌های‌ علمیه ‌نجف و قم، خاندان رفیع حکیم ، مخصوصاً فرزندان معزز ایشان، شاگردان و ارادتمندان آن فقید سعید تسلیت گفته و رحمت و غفران الهی را برای آن مرحوم از خداوند متعال مسئلت می‌نمایم.

حسین نوری همدانی
۱۳شهریورماه ۱۴۰۰

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

اسپرم و اُوُل از شوهر و زنش اگر در شيشه هاى طبّى گذاشته شود اين عمل جايز است؟

بلى جايز است ولى از آن لازم مى آيد كشف عورت و لمس آن ولذا حكم مسئله گذشته به آن جارى مى شود.

در بعضى از عرفها (محلّها) آنكه عقد خوانى را بهم مى زند مخارجى كه خواستگار و يا فاميل آن براى عقد خوانى خرج كرده اند بايستى پرداخت نمايد و هم چنين اگر عقد خوانى انجام گرفت آن مخارج را از مهر حساب مى كنند حكم شرعى اين مسئله چيست؟

هيچ كدام از دو موضوع سئوال شده شرعى نيست و شوهر و بستگانش آنرا كه خرج كرده اند بر زن و بستگان آن به هنگام فسخ كردن عقد خوانى نمى توانند باز پس گيرند و در صورت تمام شدن ازدواج نمى توانند از مهر حساب نمايند، مگر اين كه از سابق توافق نمايند و شرط كنند كه آنرا كه خرج كرده اند ضمانت نمايند، و اين احتياج به عنايت خاصّى دارد.

شيعه اى اهل بيت (خداوند عزتشان را زياد كند) را مى بينم به هنگام نوشتن نامه و يا تابلو كه در آن نام پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و نام امام على (عليه السلام) است آن را با لفظ جلاله (نام خدا) تكميل مى نمايند، و اين كار آنها سه گانگى شيعى را تشكيل مى دهد كه مورد اعتراض ديگران مى شود، ما از محضر عالى تقاضا منديم كه به ما توضيح دهيد كه آيا اين كار توهين به خداوند عزوجل نمى شود، زيرا كه او با مخلوق ولواينكه درجه اش بالاتر باشد مقارن و همتا نمى شود، و يا اينكه جريان به نحو ديگر است؟

در نوشته اى ذكر شده اهانت به ذات مقدس الهى نيست زيرا كه نوشته اى نامبرده عبارت از وابسته بودن به خدا است، و آن را تكميل مى كند با ذكر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و اهل بيت آن، و همانطورى كه كفايت نمودن بنام خداوند متعال و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) دوگانگى (ثنويت) مجوس را تشكيل نمى دهد، پس لاحق كردن اميرالمؤمنين (عليه السلام) به آنها سه گانگى (ثالوث مقدس) همانند (ثالوث) نصارى را تشكيل نمى دهد. و توهين به حضرت بارى عزوجّل با الحاق دو بنده اى مقّربش به هنگام ذكر او در نزد او به جهت گرامى داشت آنكه او گرامى داشته است نمى شود. و لذا در قران مجيد امر به اطاعت خداوند متعال و پيامبرش در يك سياق تكرار شده و از اطاعت كنندگان به اين هر دو تعريف شده است، همانطورى كه خداوند سبحان به اطاعت خودش و پيامبرش و اولى الأمر در يك رديف امر نموده است و فرموده است: ( اطيعوالله و اطيعوالرسول واولى الامر منكم ).( ) اطاعت كنيد خدا را، و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولوالأمر (اوصياى پيامبر) را و فرمود: ( و مانقموا الاّ ان اعناهم الله و رسوله من فضله ).( ) آنها فقط از اين انتقام مى گيرند كه خداوند و رسولش، آنان را به فضل و كرم خود بى نياز ساختند و فرمود: فسيرى الله عملكم و رسوله( ) و خدا و رسولش اعمال شما را مى بينند. و خداوند متعال نيكى به پدر و مادر را در چندين جاى قران مجيد به توحيد لاحق كرده است تمامى اينها به خاطر اهميّت شأن آنكه آن را لاحق كرده است، بدون اينكه از آن توهينى بر او كه عزيز است نام او وارد آيد، و ما از لاحق كردن نام اميرالمؤمنين (عليه السلام) به نام خداوند متعال و پيامبر او (صلى الله عليه وآله وسلم) تأكيد كردن بر اين است كه ما نام خدا را كه ذكر كرديم براى فهمانيدن اينكه ما يگانه پرست و موحدّيم و ياد آور شديم پيامبر او را كه اشعار كنيم كه ما مسلمانيم و از اميرالمؤمنين هم اسم برديم كه اعلان نمائيم كه ما مؤمنيم و منافق نيستيم، بدان لحاظى كه از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده بر اين كه اگر على (عليه السلام)نمى بود منافقين شناخته نمى شدند، و اينكه على (عليه السلام) را دوست نمى دارد مگر مؤمن و دشمن نمى دارد مگر منافق، و طبيعى است كه اين كار منافقين را به غيظ آورده و از آن كار دلتنگ باشند آنوقت ما را متهم به كارهاى بزرگى بنمايند و به ما تهمت زنند چيزهائى را كه ما از آنها برئ هستيم.