كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا دختر باكره كه رشيده است مى تواند بدون اذن ولىّ ازدواج نمايد؟ و آيا ولىّ مى تواند بدون اجازه دختر او را از كسى ازدواج نمايد؟

جايز است ازدواج دختر باكره رشيده بدون اجازه ولىّ بشرط اينكه غير دائمى باشد و حرام است دخول كردن بر او و امّا عقد دائمى بدون اجازه ولىّ صحيح نيست، و امّا ازدواج كردن با دختر باكره بدون اجازه دختر حتّى در صورتى كه ولىّ هم اجازه بدهد باطل است.

در منطقه عويريج بغداد سه سال پيش محلّى را براى ساختن شيشه هاى ماشين اجاره كردم، و صاحب محلّ را در جريان امر گذاشتم و توافق به وجه اجاره كه ( 11000 ) دينار است نموديم و وجه اجاره يك سال را پرداخت نمودم و او نوشته به من داد سپس من براى آماده كردن آنجا براى شيشه سازى مخارج زيادى نمود، معلوم است كه شيشه سازى ساختن چيزهايى را ايجاب مى كند از قبيل تنورها و... كه مبالغ زيادى بايد خرج كرد و پس از گذشتن زيادتر از يك سال اجاره دهنده خواست كه اجاره را زياد كنيم و توافق كرديم به زيادى وجه اجاره به ( 90000 ) دينار و پس از توافق بر زيادى خواستيم كه وجه اجاره را پرداخت نماييم قبول نكرد و از ما خواست كه تخليه كنيم، و جاى شك نيست كه قبول كردن سخن او زيانهاى زيادى را به بار مى آورد كه تحملش سخت است همانند ويران كردن ساخته شده ها و تلف شدن زيادى از مواد را لازم گرفته است، آيا مالك مى تواند از لحاظ شرعى از ما بخواهد كه تخليه نماييم پس از آنى كه توافق كرديم به عوض كردن به اجاره جديد و در صورتى كه او از اول به نحوه كار ما آگاه بود، و آيا ما مى توانيم شرعاً عوض خسارتهايمان را در صورت اصرارش به تخليه از او بخواهيم و قراردادمان را فسخ نماييم؟ و در صورتى كه او حق نداشته باشد كه از ما تخليه كردن را بخواهد و از آن طرف وجه اجاره را نگيرد آيا بر ما جايز است كه آن را در نزد شخص سومى بگذاريم و اجبار كنيم كه بگيرد؟

اگر ميان شما و ميان صاحب زمين به اجاره كردن زمين در سال دوم تنها توافق باشد و عقد اجاره جارى نشود آن وقت شما حق نداريد آن را الزام به باقيماندنتان نماييد، و اما اگر در توافقتان اجراء صيغه عقد اجاره را نموده باشيد آن وقت صاحب ملك حق ندارد شما را بيرون كند و پس از پايان سال دوم باز هم شما حق نداريد كه آنجا باقى بمانيد مگر اينكه در عقد اجاره شرط كرده باشيد و يا مصالحه كرده باشيد بر اولويت شما بر محل مانند عقد سرقفلى كه شايع است در اين روزها و بدون اينها شما نمى توانيد او را وادار به باقيماندنتان و يا به اجاره دادن به شما نماييد، بلى او حق ندارد كه شما را ضرر رساند بلكه او اختيار دارد كه در محلّ آن بمانيد و به كارتان ادامه دهيد و وجه اجاره به قيمت متعارف امروز بگيرد، و يا اينكه شما را وادار به تخليه نمايد با عهده دار شدن زيانهايى كه به شما از جهت تخليه عايد مى شود بعد از آن كه شما غرض خود را از اجاره به او گفته بوديد و او هم در حالى كه غرض شما را مى دانست اقدام به اجاره دادن نموده است، و اگر از دادن زيان شما خوددارى كرد پيشنهاد مراجعه به حاكم شرع را مى نماييد اگر باز هم قبول نكرد مى توانيد از راههاى ديگرى كه حق شما بدستتان بيايد اقدام كنيد و خداوند سبحان عالم است.

آيا دادن خمس بر كسى كه آشكارا گناه مى كند جايز است؟

احتياط وجوبى اينست كه سهم سادات را به شخص مذكور ندهند و امّا سهم امام (عليه السلام) در خصوص آنهم لازم است كه به حاكم شرعى در آن باره رجوع نمود.

در بعضى از عرفها (محلّها) آنكه عقد خوانى را بهم مى زند مخارجى كه خواستگار و يا فاميل آن براى عقد خوانى خرج كرده اند بايستى پرداخت نمايد و هم چنين اگر عقد خوانى انجام گرفت آن مخارج را از مهر حساب مى كنند حكم شرعى اين مسئله چيست؟

هيچ كدام از دو موضوع سئوال شده شرعى نيست و شوهر و بستگانش آنرا كه خرج كرده اند بر زن و بستگان آن به هنگام فسخ كردن عقد خوانى نمى توانند باز پس گيرند و در صورت تمام شدن ازدواج نمى توانند از مهر حساب نمايند، مگر اين كه از سابق توافق نمايند و شرط كنند كه آنرا كه خرج كرده اند ضمانت نمايند، و اين احتياج به عنايت خاصّى دارد.