كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا در داخل حرمها و عتبات مقدّسه صلوات بر محمّد و آل محمّد (عليهم السلام)را بلند گفتن همانطورى كه عوامها در حرم حضرت امام حسين (عليه السلام) و غير از آن صلوات بلندى مى فرستند جايز است؟ و آيا آن مصداق به قول خداوند متعال نمى شود كه فرمود: ( لاترفعوا اصواتكم فوق صوت النبى و لاتجهر واله... )( ) صداهاى خودتان را فراتر از صداى پيامبر نكنيد و در برابر او سخن مگوييد (و داد و فرياد نزنيد)؟

مستحب است كه در فرستادن صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) صدايش را بلند نمايد همانطورى كه در حديث صحيح از ابى عبدالله الصادق (عليه السلام) آمده است كه فرمود (قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) ارفعوا اصواتكم باالصّلاة علّى فانها تذهب بالنفاق) پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود صداهايتان را هنگام صلوات فرستادن بر من بلند كنيد كه آن نفاق را از بين مى برد، امّا آيه كريمه همانا آن در خصوص بلند كردن صدائى كه با ادب منافات دارد، و به مبناى اهانت است وارد شده است، همانطورى كه روايت شده از بعض اهل جفاء كه آنها آمدند حضرت را صدا مى كردند در حالى كه او در خانه و اينها در بيرون بودند، مى گفتند: يا محمّد بيرون شو پيش ما بيا، و اين پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) را ناراحت مى كرد آيه نازل شد تا آنها را از اين كار باز دارد و آيه به آنجائى كه احترام كردن به او است و بزرگداشت از خداوند متعال است، و يا مى خواهد واجبى را انجام دهد را شامل نمى شود، همانطورى كه در حضور پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)صبح و شام صدا را با اذان گفتن بلند مى كردند، و شاعران و گويندگان در مجالس با حضور پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در مدح او شعر مى گفتند و سخنرانى مى كردند، و صدايشان را در موقع جنگ و همانند آن از مناسباتى كه مقتضى بر آن بود بلند مى كردند، پس آنكه در مشاهد مشرفه صداهايشان را با صلوات فرستادن بر او بلند مى نمايند از افضل نزديكى ها (قربات) است، مگر اينكه از رسيدن ضرر به گوينده و يا به ديگرى از مؤمنين بترسند آنوقت به خاطر اين زيان حرام مى شود، نه به جهت بلند كردن صدا.

مؤمنى در وسط تحصيلاتش در دانشگاه از طرف دانشگاه ماهيانه اى كمى مى دهند همانند كمك خرج براى پرداختن كرايه اى سفر و وجه طعام و او آن را مى گيرد بدون اينكه از حاكم شرع اجازه بگيرد (چون به اين مسئله متوجه نبود) و همچنين كمك خرج مختصرى كه به هنگام خدمت سربازى اجبارى مى گيرد يك قسمت از آن بدون اجازه از حاكم شرع گرفته چون به مسأله توجه نداشت و پس از مدتى كه اجازه گرفت آن وجه را بدون اينكه نيابت از حاكم شرع را به نظرش بياورد گرفته است آيا در اينجا راهى هست كه تصرفات گذشته اش را اصلاح نمايد؟

آنكه گذشته فوت شده است و بر او لازم است كه نيّت كند كه اگر صاحب اصلى مال را پيدا كنم اداء خواهم كرد و بر او است كه پس از اين از طرف ما يا از طرف آن كسى كه بر او اذن مى دهد آن وجه را قبض نمايد، بلى نسبت به گذشته اگر آن مالى را كه گرفته است از بابت خريد جنسى بابت بهاء آن بدون اجازه اى حاكم شرع و مانند آن داده است لازم است كه براى بريئى نمودن ذمه اش از حق به آن مراجعه نمايد چون مالى كه در عوض داده است صلاحيت به دادن نداشته است، و اگر آن شخص را نمى شناسد بايستى به حاكم شرع رجوع نمايد.

اگر كسى بخواهد روزنامه اى را انتشار دهد كه فقط مخصوص به اعلانها باشد حكم سئوالهاى مندرجه در ذيل چيست؟ 1 ـ نشر اعلانى كه اهتمال مى دهد راست باشد و يا دروغ باشد در صورتى كه صاحب اعلان متن آن را خودش نوشته باشد؟ 2 ـ نشر اعلانى كه صاحبش متن آن را نوشته ولى ناشر مى داند كه بعض آن و يا همه اى آن دروغ است ؟ 3 ـ نشر اعلانى كه صاحبش نوشته ولى اعلان شده حرام است. همانند محل شراب فروشى است؟ 4 ـ نشر اعلانى كه ناشر متن آن را مى نويسد ولى صاحب اعلان مضمون آن را داده است و ناشر مى داند كه قسمتى از آن و يا همه اش دروغ است؟

جواب اين سئوالات از لابلاى اين نقطه ها معلوم مى شود: ـ اگر روزنامه خودش خبر مى دهد از مضمون اعلان براى آن خبر دادن از آنچه شك در راست بودن آن مى نمايد حرام است، تا چه رسد بر اين كه بداند آن دروغ است. ـ و باز هم بر آن حرام مى شود در حال ياد شده نشر اعلانى كه مضمون آن توهين و يا ضرر رساندن به مؤمن باشد و يا ترويج حرامى و يا باطلى بنمايد. ـ اگر جهت خود آگاهى باشد كه خود آن خبر مى دهد از مضمون آن پس جايز نيست روزنامه اعلانى را نشر كند كه در آن ترويج باطل يا حرام يا ضرر رساندن به مؤمن يا توهين بر او يا كمك به فريب دادن باشد، خواه آنى كه در اعلان هست راست باشد يا دروغ باشد، و غير از اين حالات نشر اعلان جايز است.