واجب نيست كه از آن اجتماع دور شود و كناره گيرى را انتخاب نمايد بلى براى آن حرام است گوش دادن به آن به طورى كه مقصود آنكه غيبت كننده است را تحقق بخشد زيرا كه گفتن عيب موجب خورده گيرى در گفته شده نمى شود مگر اينكه در اينجا شنونده اى باشد توجيه كند خطاب به او را و سخن او را فراگيرد امّا تنها شنيدن غيبت بدون اينكه بفهماند به آن شخصى كه غيبت مى كند كلام او را شنيده و فرا گرفته است اشكال ندارد.
بلى جايز است ولى دخول كردن حرام است اگر چه زن راضى باشد، لكن بايستى از مزاح و بازى كردن بيشتر كه اى بسا هر دو طرف اختيار را از دست مى دهند و به حرام مى افتند جدّاً پرهيز نمايند، بلكه از حركات خلاف نزاكت و كرامت كه به خوشنامى آنها لطمه مى زند دورى گزينند كه اى بسا با مشكلات بسيارى مواجه نمايد.
اگر زمين ملك او بوده، باشد (به لحاظ اينكه آباد شده است فعلا و يا در اصل آباد شده بوسيله اى شخصى كه در گذشته ملك او بود) واجب است به قيمت سر سال خمس آن را پرداخت نمايد، مگر اينكه خريده شده از مالى باشد كه بر آن خمس واجب شده بود و به صاحبش پرداخت نكرده بود آنوقت واجب است از قيمت روز خريد خمس آن را بدهد، و اگر زمين ملك او نباشد همانند زمين متروكه اى غير آباد كه انسان از دولت مى خرد و يا از كسى كه از دولت خريده مى خرد پيش از آباد كردن و ملك شدن آن، خمس بر زمين واجب نيست بلكه فقط به پولش خمس بايد بدهد نه به غير آن.
الف: اين نحو بر او معين نمى شود ولى اگر زكات را به فقير بدهد كفايت مى كند.
ب : بلى اگر بگويد كه در آن تصرف كن هر جور كه خواستى وكيل حق دارد تقسيم به سهمها نمايد مگر بعضى از سهمها را كه او را ولايت بر نصب و دفع آن ندارد مانند سهم جمع كنندگان زكات كه نمى تواند به آنها بدهد و اگر گفته باشد كه به فقراء بده لازم است كه به فقراء بدهد و نمى تواند تقسيم كند.
ج : جايز نيست.