كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

راننده اى كه در كمال عقل و صحت بدن هست كه در حال رانندگى به سبب پيش آمدى ماشينش واژگون شد و بعضى از سوارشدگان ماشين وفات كردند ديه به عهده چه كسى خواهد بود، و اگر راننده هم با جمعى از سوار شدگان بميرد آيا خويشان وفات كنندگان مى توانند از خويشان راننده ديه بگيرند؟

اگر پيش آمد از ناحيه خود راننده نباشد آن وقت بر آن ديه نيست مثل اينكه ماشين ليز بخورد و يا به ماشين خرابى رخ دهد كه منجر به واژگون شدن گردد بدون اينكه سهل انگارى از طرف راننده بوده باشد، اما اگر خودش سبب واژگون شدن باشد آن وقت ديه به عهده راننده مى باشد مثل اينكه با سرعت زياده از حدّ راه برود يا از راهى كه خطرناك است و ماشين دچار حادثه مى شود رانندگى كند و سهل انگارى نمايد در اين موقع ديه بر عاقله است كه آن هم خويشان راننده از مردان مى باشند و آنها فرزندان او است اگر چه پايين تر باشند و پدر او است و آنهايى كه نزديك به آن مى باشند همانند اجداد و عموها و برادران و فرزندان عموها و برادران مى باشند.

بسيارى از برادران شيعه در بيشتر كارهايشان مخصوصاً به هنگام پا شدن به كارى نام على (عليه السلام) را ذكر مى كنند و مى گويند (يا على) و اين مسئله برادران اهل سنّت را وادار به اعتراض مى كند، و مى گويند شما نام امام را جلوتر از خدا و پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مى گوئيد و اين را عيب مى شمارند، آيا نام بردن بدين طريقه جايز است؟ و علّت آن چيست؟

آرى جايز است، زيرا كه كمك خواستن از غير خداوند در صورتى كه انسان اعتقاد داشته باشد كه همانا خداوند آفريدگار و تدبير كننده هست، و تمامى نيرو و قدرتها از او سرچشمه گرفته و به طرف او باز مى گردد، و آنكه از او كمك خواسته شده يارى نمى كند مگر به اذن پروردگار مانعى ندارد همانطورى كه انسان به هنگاميكه در مشكله اى مى افتد كه احتياج به كمك ديگران دارد آنوقت از برادرش و فاميلش و ديگران طلب كمك مى نمايد.

مردى زنى را عقد غير دائمى نمود، سپس مدّتش تمام شد، پس با ديگرى پيش از آنكه عدّه تمام شود از روى نادانى ازدواج كرد، سپس معلوم شد كه از اوّلى آبستن است، تكليف زن چيست، و شوهر اوّلى كى مى تواند او را عقد نمايد؟

عقد دوّم باطل است، و مى تواند شوهر اوّل دوباره او را عقد نمايد ولى پس از آنكه براى دوّمى از وطى به شبهه در صورت نزديكى كردن عدّه نگه دارد، امّا شوهر دوّمى اگر با او نزديكى كرده باشد براى او حرام مؤيّد مى شود، ولى اگر وطى نكرده باشد مى تواند پس از تمام شدن عدّه اوّلى او را ازدواج نمايد.

آيا دخترى كه بكر و رشيد است مى تواند بدون رجوع به پدرش ازدواج نمايد و آيا در اينجا تفاوتى ميان عقد دائمى و غيردائمى هست، و در صورتى كه بدون مراجعه ازدواج نمايد آيا زن و مرد زناكار و اولاد آنها زنا زاده حساب مى شوند، با اينكه اگر ولّيش عقد را بداند رضايت نمى دهد، و اگر چنانچه پدرش مرده باشد و يا به مسافرت دور و دراز رفته باشد و هم چنين پدر پدرش همانطور باشد آيا مى تواند كه خودش در عقد و ازدواج استقلال داشته باشد يا نه؟

ازدواج دختر باكره بدون اجازه پدر و پدر پدرش در ازدواج دائمى جايز نيست و در صورتى كه بدانند اجازه گرفتن لازم است بدون اجازه ازدواج نمايند و مقاربت كنند نزديكى كردنشان زنا است، مگر اينكه ولىّ بدون رعايت مصلحت دختر از ازدواج با كفو و همتايش منع نمايد، و اگر ولىّ نداشته باشد او استقلال دارد كه عقد بخواند و ازدواج كند، و هم چنين اگر ولّيش به سفرى بدون تمّاس كه جايش معلوم نباشد برود، در اين صورت هم استقلال دارد، و اين در ازدواج هميشگى است و امّا ازدواج غير هميشگى ازدواج دختر باكره بدون اذن ولّيش جايز است ولكن دخول كردن بر قبل و دبر حرام است ولكن اگر معصيت كنند وطى به زنا نمى باشد.