بازدید سید ریاض حکیم از مناطق سیل زده استان خوزستان

بازدید سید ریاض حکیم از مناطق سیل زده استان خوزستان
۱۳۹۸/۰۲/۱۷

در چارچوب بررسی مشکلات ووضیعت زندگی  سیل زدگان وتلاش برای رفع رنج آنها، ایت الله سید ریاض حکیم (دام عزه) وهیئت همراه به مناطق سیل‌زده در استان خوزستان، به ویژه روستاهای زیان دیده  ودور افتاده، که با از بین رفتن مسیرهای ماشین رو ناگزیر با استفاد هاز قایق به دیدار انها رفتند .

 در جریان این دیدار ، ایشان وهیئت همراه از طرف دفتر مرجع عالیقدر حاج سید محمدسعید حکیم (مد ظله) ، کمک های نقدی وغیر نقدی ارائه کردند. شایان ذکر است که این دیدار تاثیر بسزایی بر بر روحیه مؤمنان داشت. همچنین مقرر شد که کاروان های دیگری برای کمک رسانی به مردم محروم در مناطق سیل‌زده ارسال شوند .

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

دختر علويّه ادعّا مى كند كه پدرش در خرج كردن به خانواده اش كوتاهى مى كند و وضع ما بدانجا كشيده كه در جلو مسجدها دست نياز به مردم باز كنيم تا پولى بدست آورده و خرج زندگى نمائيم، و حتّى اهل منطقه شناختشان از اين سيّد اين است كه او ثروتمند است ولى به خانواده اش بخيل است، آيا جايز است بر او بر فرض اينكه نفقه به خانواده اش بدهد از حق سادات بدهد، و در فرض اينكه پدر ادعّا مى كند كه آنكه بر او واجب است لباس و خوراك است و دادن ديگر چيزهائى كه اختصاص به زنان دارد مثلا و هم چنين پول جيبى دادن كه در عرف مرسوم است به او لازم نيست بدهد، و در مفروض سئوال اگر به پدر لازم باشد كه اين لوازمات را بدهد چونكه وضع فعلى و عادت و عرف بر اين جارى شده است در اين صورت تكليف اولاد چيست؟ آيا به زن و يا يكى از فرزندان جايز است در پشت سر آن و بدون رضايت آن از مال آن بردارند تا در مخارج خودشان صرف نمايند؟

ظاهر اينست كه به پدر اين مخارج اضافى واجب نيست، و بر آنها جايز نيست كه از مال آن بدون اطلاع آن بردارند، و جايز است حق سادات را بر آنها بدهند در صورتى كه عاجز از كسب كردن باشند و يا كسب مناسب شأنشان نباشد.

ماهيانه اى ارتشى و يا كارمند شركتى را اگر خودش تحويل نگيرد بلكه حواله به حساب پس اندازش در بانك دولتى يا ملى نمايد آيا با رسيدن سر سال بر آن خمس واجب مى شود؟

ماهيانه اى حكومت را اگر خودش نگيرد و حكم و وظيفه مجهول المالك بر آن جارى نشود منفعت حساب نمى شود، و در آن خمس واجب نيست خواه آن را حكومت به حساب بانك دولتى و يا ملّى واريز كند و يا نكند امّا ماهيانه اى شركتهاى ملّى آن تنها با صاحب حق شدن به آن با شرايطش خمس واجب مى شود و تفاوت نمى كند كه بانك دولتى حواله نمايد و يا به بانك غير دولتى حواله كند، بلكه اگر حواله به اجازه اى او نباشد شركت بريئى الذّمه نمى شود، و اگر حواله با اذن او باشد او را در غير مؤنه و مخارج گذاشته است خمس از او ساقط نمى شود.

آنكه متعارف است جوانهائى كه ازدواج نكرده اند و يا اينكه كرده اند از ذهنشان مى گذرانند زنى را كه با او همبستر مى شوند الف: اگر آن زن نا معلوم باشد چطور است؟ ب: اگر آن زن را بشناسد حكمش چيست؟

الف: بلى جايز است. ب : احتياط وجوبى اينست آن را نكند خصوصاً اگر احتمال دهد كه در نتيجه آن به حرام بيافتد مثل اينكه پنهانى به او نگاه نمايد، و از گفتگو كردن با او و از شنيدن صدايش لذت ببرد.

حقيقت شيخى ها را بيان فرمائيد؟ و تفاوت ميان آنان و ميان ساير شيعه اماميّه را توضيح دهيد؟ و من يكى از خانواده شيخى ها هستم و من كه فرقى ميان آنها و باقى شيعه نمى دانم و خود از اين امر آگاهى دارم زيرا كه من كتابهاى شيخيّه را همانند (عقيدة الشيعة) كه مال ميرزا على حائرى است و همچنين كتاب (حياة النفس) مال شيخ احمد احسائى را خوانده ام و فرقى نيافته ام و اميدوارم به طور تفصيل جواب بفرمائيد؟

عقيده فرقه شيعه كه حق هستند هيچ گونه در آن ابهام و پيچيدگى و اشتباهى وجود ندارد زيرا كه عقيده اى آنان از توحيد و ايمان به پيامبر و امامت امامان معصوم شروع مى شود با رعايت اين شرط كه هيچگونه غلّو در امر و شأن امامان ننموده و آنان را بندگان و مخلوق خداوند متعال دانسته با اين مزيّت كه خداوند متعال آنان را امين دين و بندگان خود قرار داده است و آنان حجّت خداوند بر بندگان در امورات دينيشان و خليفه خداوندى در امر دنياى آنان مى باشند و خبر راستين مى دهند و حكم به حق مى نمايند و سلسله و خاندان مبارك و باميمنت آنان يكى پس از ديگرى سپرى شده تا اينكه نوبت زعامت به امام منتظر (سلام الله عليه) رسيده است و خداوند او را از نظرهاى شيعه غايب نموده تا آن زمانيكه اجازه به ظاهر كردن دعوتش و اعلان كلمه اش بدهد و اكنون سفير و واسطه ميان آن و ميان يكى از شيعيانش وجود ندارد و هر كسى ادعّاى خلاف اين كند دروغ و افتراء است وليكن خداوند سبحان مردم را در تاريكى هاى جهالت نگذاشته و آنان را از سرگردانى و گمراهى به نور هدايت بوسيله علماء و مجتهدين پرهيزكار دلالت نموده و مسؤليّت ارشاد مردم را با بيان احكام شريعت و توضيح معالم دينى بعهده آنان گذاشته است و اين مقام و موقعيّت دائر مدار علم و تقوى است در هر كجا باشند و در هر كسى پيدا شوند بدون اينكه موروثى و يا نسبى و يا وابسته به وصيّت و عهد و غير از اينها باشد و اين مقام را در انحصار جمع مخصوصى قرار نميدهند و ملك آنها نمى كنند و هر طور كه ميلشان خواست درباره آن حكم نمى نمايند و بر اين روال طائفه حقّه شيعه در قرنهاى متمادى رفتار نموده اند تا اينكه به ما رسيده است اما طائفه شيخيّه بنظر مى آيد كه مرجعيّت آنان در برابر ضابطه هاى خاصّ انعطاف پذير است و مرجعيّت را طورى مى كنند كه در مدار معيّنى دور بزند و در انحصار جمع مخصوصى باشد و در اختيار غير از آنها قرار نگيرد، و اين امر يست كه اساس و بنياد شرعى ندارد و همانا آن از بدعتهاى نوظهور در قرنهاى اخير است، امّا از جنبه عقايد نسبت بعضى از امور به آنها در زبانها تكرار مى گردد كه با عقايد اماميّه سازگار نمى باشد، و عوامهاى آنان چيزى از عقايد خواصّ شان نمى دانند و خواصّ و علماء آنان اظهار عقيده نمى كنند تا كه تمامى وضع حال آنان بدست آيد و اين پنهان كردن خواصّشان و فرقه گرائى جماعت شيخيّه از بقيّه اى فرقه اماميّه و كناره گيريشان انسان را به شك مياندازد زيرا كه اگر ميان ما و آنان فرقى نبود همانطوريكه آنان ادعّا مى كنند پس چرا آنان خودشان را از ما كنار مى كشند و از فرقه حقّه شيعه جدا مى شوند تا آن اندازه كه فرقه اى داخل فرقه تشكيل مى دهند و فائده اين غير از تضعيف حق و پاره كردن وحدت چه مى تواند بوده باشد، و بدين جهت براى ما دشوار است كه يقين كنيم به مطابق بودن عقايد آنان با عقايد حقّه شيعه كه بدان اشاره گرديد و براى ما ممكن نيست كه با اين سكوت و كناره گيرى و مخفى نمودن عقايد شان بتوانيم درباره معالم دينى آنان بطور مبسوط سخن بگوئيم، و آنان با اين وضعى كه هستند مسؤليّت اين جدا شدن و تفرقه را بايد متحمّل باشند. و از خداوند متعال اصلاح احوال و وحدت كلمه را خواستاريم كه او ارحم الراحمين است .