موسسه «شعائر» از مراکز تحت نظر دفتر مرجع عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) مراسم سوگواری عزاداری عاشوراء را در حسینیه امام حکیم (قدس سره) در شهر سلیمانیه برگزار و کمک های خود را تقدیم دسته‌ های عزاداری در کردستان عراق کرد.

موسسه «شعائر» از مراکز تحت نظر دفتر مرجع عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) مراسم سوگواری عزاداری عاشوراء را در حسینیه امام حکیم (قدس سره) در شهر سلیمانیه برگزار و کمک های خود را تقدیم دسته‌ های عزاداری در کردستان عراق کرد.
۱۳۹۷/۱۲/۰۷

موسسه «شعائر» از مراکز تحت نظر دفتر مرجع عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) مراسم سوگواری عزاداری عاشوراء را در حسینیه امام حکیم (قدس سره) در شهر سلیمانیه برگزار و کمک های خود را تقدیم دسته‌ های عزاداری در کردستان عراق کرد. در راستای احیای عزاداری ایام عاشورا و شهادت امام حسین (علیه السلام)، هیأت اعزامی از سوی موسسه شعائر، از مراکز زیرمجموعه دفتر مرجع عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) به شهر سلیمانیه سفر کردند تا ضمن ابلاغ سلام و دعای این مرجع عالی قدر (مدظله) برای مومنین، در عزاداری آنان مشارکت و کمک های مادی و معنوی خود را تقدیم دسته های عزاداری مستقر در حسینیه امام حکیم (قدس سره الشریف) در شهر سلیمانیه در کردستان عراق کنند.
اعضای این هیأت، که متشکل از سید هادی حکیم، سید امجد عذاری و سید حسن حکیم بود، ضمن مشارکت در مراسم عزادارای مومنین حاضر در حسینیه امام حکیم (قدس سره) در شهر سلیمانیه عراق، سلام و درود مرجع عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) را به آنان ابلاغ کردند.
شایان ذکر است این برنامه بخشی از فعالیت هایی است که موسسه شعائر مسئولیت آن را بر عهده گرفته و جزو اقداماتی است که از سوی دفتر آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) به این موسسه محول شده است.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا مى توانيم گوسفندى را كه زائيدنش نزديك است براى قربانى سر ببرّيم ، و حكم بچه اش چيست؟

سر بريدن آن به عنوان قربانى جايز است، و واجب نيست كه برّه اش را سر ببرّند.

اختلافى ميان من كه صاحب كار هستم با كارگرم كه نزد من بيش از يك ماه است كار مى كند بوجود آمده است و آن اختلاف اين است: كارگرم در هر هفته هفت هزار دينار مزد مى گرفت و مدّتى است كه وضع بازار تغيير يافته و خريد و فروش كم است خواستم كه كار را مدّتى تعطيل نمايم كارگرم گفت تكليف من چگونه خواهد شد گفتم وقتى كه دوباره كار را شروع كرديم آن وقت مزد هفتگى را كم خواهم نمود و نگفتم كه تو كارت را بطور هميشه تعطيل كن و او به حسابى كه خودش مى كرد كارش را ادامه داد كه مزد خواهد گرفت در صورتى كه در نظر من كار تعطيل شده است و در صورت شروع دوباره مزد آن را به مزد جديد پرداخت خواهم كرد، ولى پس از چهار روز به خانه من آمد و گفت مزد كارم را مى خواهم گفتم مزدت چقدر است گفت چهار هزار دينار مقابل چهار روز كارم مى باشد من گفتم تو براى من كار مى كنى در صورتى كه من دوباره كار را شروع نكرده ام به او هزار دينار نه به جهت مزدش بلكه به لحاظ مساعدت دادم ( آيا اين حساب مى شود به آن چهار هزار دينار چهار روزى كه من كار را دوباره شروع نكرده ام؟ ) و در صورتى كه حضرتعالى پرداخت اجرت را لازم بدانيد آيا جايز است كه من آن هزار دينار را عوض مزد چهار روز آن قرار دهم با علم به اينكه ما توافق كرده بوديم كه اجرت را كم نماييم ولى اندازه كم كردن را معين نكرده بوديم؟

اگر كارمند در طول اين مدت كارى انجام ندهد چيزى را مستحق نيست و اما اگر با اجازه تو كار كرده باشد اجرت مثل بكارش مى رسد در صورتى كه به مزد اوّلى نرسيده باشد، و اما اگر از مزدى كه در اول تعيين شده بود زيادتر باشد احتياط وجوبى اين است كه مصالحه نمايند.

اگر انسان در برخى از جزئهاى دوتا سجده اى سهو دو باره سهو كند آيا بر او واجب است بر آن دو سجده اى سهو بجا بياورد؟

واجب نمى شود بر آن سجده اى سهو براى سهو كردن در سجده اى سهو بلى اگر سهو در نقص سجده باشد احتياط وجوبى اينست كه تدارك سجده اول نمايد اما اگر به زياده باشد باطل نمى كند سجده هاى اوّلى را.

در تاريخ 17/9/91 مغازه اى را اجاره كردم از مالك آن و در ضمن عقد اجاره با توافق هم شرايطى كرديم كه آنها عبارتند از: 1 ـ من وقتى كه احتياج به مغازه نداشتم نتوانم به كس ديگرى اجاره دهم. 2 ـ حق نداشته باشم كه به سرقفلى بفروشم. 3 ـ ماليات املاك را لازم است كه من خودم در موقع رسيدن وقت مطالبه آن كه در آينده در سال 1995 خواهد بود پرداخت نمايم. و با ناديده گرفتن وفاى من به شرايط ذكر شده مالك از من مى خواهد كه مغازه را تحويل دهم و جهتى ندارد غير از اينكه آن را به كس ديگرى اجاره بدهد، آيا نظر حضرتعالى اين است كه مالك حق دارد كه به تجديد عقد با من ملتزم نباشد به خاطر اينكه با صراحت در ضمن عقد شرط نشده است؟ با اينكه اى بسا استفاده مى شود از جريان ماليات املاك و غير آن كه ملتزم به تجديد قرارداد شده است و علاوه بر اين التزام به تجديد اكنون متعارف است در اجاره دادن محلّها بطورى كه متعارف بودن آن انسان را از شرط كردن ضمن عقد بى نياز مى نمايد؟

يكى از دو طرف لازم نيست به شرطى عمل كنند مگر اينكه در ضمن عقد با صراحت شرط شده باشد، و يا اينكه ضمناً معلوم باشد و قرينه هاى ذكر شده در سؤال اى بسا شاهد به شرط نمودن مذكور مى باشد، ولى ما نمى توانيم بر اين امر يقين كنيم زيرا كه به عرف تجارى جايى كه عقد خوانده شده ( قرارداد بسته شده ) نداريم، پس لازم است كه به اهل خبره هاى عادل رجوع شود همانطورى كه اين هم امكان دارد كه يكى از دو طرف ادعا كند كه قرينه بر خلاف متعارف در ميان مردم بود، و در صورت منازعه لازم است كه به حاكم شرع مراجعه نمايند تا او نزاع را با طريقه شرعى فيصله دهد.