ديدار مرجع عاليقدر حاج سيد محمدسعيد حكيم (مدظله) با هيئتى از استان قدس رضوى

ديدار مرجع عاليقدر حاج سيد محمدسعيد حكيم (مدظله) با هيئتى از استان قدس رضوى
۱۳۹۸/۰۴/۲۹

مرجع عاليقدر ايت الله العظمى حكيم (مدظله)  هيئتى از آستان قدس رضوی را استقبال كرده وولادت امام رضا (عليه السلام) را به مومنین و کارکنان آستان قدس رضوی تبریک گفتند.
معظم له همچنین به کارکنان عتبات مقدسه توصیه کردند كه در خدمت رسانی به زائران گرامی جانفشانی کنند.
هيئت آستان قدس رضوی نيز میلاد حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) را تبریک گفتند، و پرچم حرم امام رضا (عليه السلام) را برای تبرک خدمت ایشان بردند.
معظم له در پایان برای موفقیت همگی در التزام به آموزه های رسول اکرم (صلى الله عليه وآله) و ائمه معصومین (علیهم السلام) دعا کردند.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

مؤمن ذكر شده در مسأله هاى پيشين او را برادرى هست كه در سالهاى هشتاد (1980 ميلادى) در يكى از ادارات دولتى كار مى كرد و مزد خودش را از دولت مى گرفت بدون اينكه از حاكم شرعى اجازه بگيرد (و خودش هم متوجه اين مسئله نبود) و دولت به خرج خودش او را به خارج فرستاده تا اينكه معلومات خود را در رشته اى خودش تكميل نمايد، و اين برادر از اين اعزام به خارج استفاده اى مادى از اموال و لباسها براى خود و خانواده اش نموده است و نه او و نه افراد خانواده اش به اموالشان خمس نمى دهند و براى آنان سر سال نيست و از خمس غير از نامش چيزى ديگرى نمى دانند، ولى اكنون مؤمن مزبور به مسأله اى خمس متوجه شده است آيا راهى پيدا مى شود كه لباسهائى را كه برادرش خريده است لباسهاى شرعى باشد تا اينكه آنها را در نماز و غير نماز مورد استفاده قرار دهند، (و او در اين زمان احتياج به آنها دارد) زيرا كه آن اموال كه خريده شده بدون اجازه اى حاكم شرع بوده و از لحاظ اينكه خمس آنها داده نشده است، آيا بر مؤمن نامبرده لازم است كه نمازهايش را كه در اين لباسها در گذشته خوانده است اعاده نمايد؟ در صورتى كه مى دانيم اين لباسها ملك تمام برادران است و ملك شخص خاصّى نمى باشد؟

نماز صحيح است و اعاده اش واجب نيست و لباسها هم ملك او است كه تصرف كردن در آنها جايز است و گرفتن مال گذشته بدون اذن حاكم شرع حكمش همانطورى است كه در جواب مسئله اى پيشين گفته شد.

مردى زنى را به مدت دو روز عقد موقّت كرد و پيش از تمام شدن دو روز با اينكه مدت باقيمانده را بذل نكرد او را عقد دائمى نمود، و مرد پس از تمام شدن دو روز با او هم بستر شد، و باز پس از گذشتن چند روزى احتياطاً عقد را دوباره خواندند، با اينكه هيچ چيزى از گذشته را نمى دانستند و پس از خواندن عقد دوباره مقاربت كردند حكم شرعى اين مسئله را بيان فرمائيد؟ اميدواريم كه جواب بطور تفصيل باشد؟

عقد دائمى اوّل كه پيش از تمام شدن مدت عقد موقت واقع شده باطل است، و وطى پس از آن وطى به شبهه است كه به جهت آن گنه كار نمى باشند، ولى زن به مهرى كه معين كرده اند و به آن اتفاق نموده اند مستحق مى باشد، و عقد دوم هم صحيح است و بر آن اشكالى نيست و باز هم زن به مهرى كه معين كرده اند مستحق مى شود پس براى زن دو تا مهر مى باشد.

آرشیو اخبار