دیدار مرجع عالیقدر تشیع حاج سید محمدسعید حکیم (مدظله) با سفیر فلسطین در عراق اقای دکتر أحمد عقل وهیئت همراه

دیدار مرجع عالیقدر تشیع حاج سید محمدسعید حکیم (مدظله) با سفیر فلسطین در عراق  اقای دکتر أحمد عقل وهیئت همراه
۱۳۹۷/۱۲/۲۸

مرجع عالیقدر تشیع حاج سید محمدسعید حکیم (مدظله) سفیر فلسطین در عراق  اقای دکتر أحمد عقل وهیئت همراه را در دفتر خود استقبال نمود

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

اگر شخصى چيزى را در حال حياتش به يكى از نزديكانش ببخشد سپس بميرد آيا اين بخشش گذشته حساب مى شود و يا باقى است، و يا آن چيزى كه بخشوده شده است برمى گردد و به تركه ميت داخل مى شود؟

بخشش مزبور صحيح و قطعى هست و به باقى ارث داخل نمى شود ، بلى لازم است در صحيح بودن بخشش اينكه شخص هبه شده آن بخشوده شده را در زمان زنده بودن بخشنده تحويل بگيرد ولى اگر پيش از قبض كردن بخشش كننده بميرد بذل باطل مى شود و آن چيز به ميراث برمى گردد.

در تاريخ 17/9/91 مغازه اى را اجاره كردم از مالك آن و در ضمن عقد اجاره با توافق هم شرايطى كرديم كه آنها عبارتند از: 1 ـ من وقتى كه احتياج به مغازه نداشتم نتوانم به كس ديگرى اجاره دهم. 2 ـ حق نداشته باشم كه به سرقفلى بفروشم. 3 ـ ماليات املاك را لازم است كه من خودم در موقع رسيدن وقت مطالبه آن كه در آينده در سال 1995 خواهد بود پرداخت نمايم. و با ناديده گرفتن وفاى من به شرايط ذكر شده مالك از من مى خواهد كه مغازه را تحويل دهم و جهتى ندارد غير از اينكه آن را به كس ديگرى اجاره بدهد، آيا نظر حضرتعالى اين است كه مالك حق دارد كه به تجديد عقد با من ملتزم نباشد به خاطر اينكه با صراحت در ضمن عقد شرط نشده است؟ با اينكه اى بسا استفاده مى شود از جريان ماليات املاك و غير آن كه ملتزم به تجديد قرارداد شده است و علاوه بر اين التزام به تجديد اكنون متعارف است در اجاره دادن محلّها بطورى كه متعارف بودن آن انسان را از شرط كردن ضمن عقد بى نياز مى نمايد؟

يكى از دو طرف لازم نيست به شرطى عمل كنند مگر اينكه در ضمن عقد با صراحت شرط شده باشد، و يا اينكه ضمناً معلوم باشد و قرينه هاى ذكر شده در سؤال اى بسا شاهد به شرط نمودن مذكور مى باشد، ولى ما نمى توانيم بر اين امر يقين كنيم زيرا كه به عرف تجارى جايى كه عقد خوانده شده ( قرارداد بسته شده ) نداريم، پس لازم است كه به اهل خبره هاى عادل رجوع شود همانطورى كه اين هم امكان دارد كه يكى از دو طرف ادعا كند كه قرينه بر خلاف متعارف در ميان مردم بود، و در صورت منازعه لازم است كه به حاكم شرع مراجعه نمايند تا او نزاع را با طريقه شرعى فيصله دهد.

شخصى كه مريض است و چنين اعتقاد مى كند كه سبب مريضى آن از طرف جنّ است، آيا مراجعه كردن آن به سحر كنندگان و يا منجّمها و يا به كسانى كه احضار جن به جهت علاج مى نمايند جايز است يا نه؟

جايز است بر او مراجعه نمودن به كسى كه سحر را استخدام نمى كند و اين هيچ اشكالى ندارد و اما آنكه سحر را استخدام مى كند مراجعه نمودنش به او جايز نيست مگر اينكه ضرر شديدى داشته باشد و علاجش منحصر به آن باشد.

آرشیو اخبار