كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

از محضرتان تقاضامنديم كه رأى شريف خودتان را درباره اى خريدن بليط هاى بخت آزمائى كه در انگلستان معروف به (اللوترى) است بيان فرمائيد كه اگر منفعت آن يا قسمتى از منافع آن به آنهائى كه انحراف جنسى دارند خرج شود؟

در سابق حكم آن را گفتيم كه خريدن آن جايز است ولى چون فرض مى شود كه منفعت آن به كسانى كه انحراف جنسى دارند خرج مى شود ظاهر اينست كه شركت نمودن در اين حرام است زيرا كه در آن تقويت و تشويق نمودن به كار خيلى زشت و بد است مگر اينكه خرج نمودن آنان رسمى و آشكارا نباشد به طورى كه شركت كردن در آن تقويت نباشد و خداوند سبحان از نيتها آگاه هست.

آيا فروختن مار ماهى و گوشت خرگوش و مانند آنها به كسانى كه خوردن آنها را حلال مى دانند جايز است؟

جايز نيست آرى اگر معامله بشود پول گرفتن به قاعده الزام جايز مى باشد.

به لحاظ آنكه پروردگار عالميان بر گناه كردن و فسق و فجور راضى نيست و به هر چيزى كه انسان را بر اطاعت نكردن از خدا و به بدخلقى سوق دهد راضى نمى شود. ولى در نتيجه شرّ و بدى بيشتر از خير و نيكى مى باشد. پس چرا اين جريان را از دوران اوّل خلقت در بشر قرار داده است؟

خداوند متعال اين جريان را در بشر بطوريكه مجبور باشد قرار نداده است. و فقط در بشر توانائى بر آن گذاشته و او را صاحب اختيار كردن او را قرار داده است و اگر اختيار در بشر نباشد نيكوكار نيكوكار نمى شود و گنهكار گنهكار نمى گردد، و چنانچه نبود وجود اختيار كننده شرّ و بدى و دعوت كننده به راه بد و كوشش كننده براى تحقق آن و تلاش كننده به فراگيرى و عمومى بودن بدى، براى نيكوكاران و دعوت كنندگان به نيكوكارى فضيلتى نمى بوده و هم چنين براى شكيبائى و استقامت برترى نمى بود و جهادگران و از جان گذشتگان در راه خدا را منقبتى ظاهر نمى شد، و هم چنين فضيلت اخلاص و از خود گذشتگى به خاطر او برملاء نمى گشت، و از خود گذشتگى بدانجا كشيد كه خونهاى پاك ريخته شد تا درخت دين آبيارى گردد و توانائيهاى جالبى براى دعوت به خير از خود نشان دادند، و بدين جهت آنان در دنيا مستحق مدح و ثنا و تقدير و تشكر گرديدند، و در آخرت به ثواب فراوانى نايل آمدند، و بهترين درجه هاى مقربين و اعلاى منازل مقربين را حيازت نمودند و به رضوان از خداوند اكبر فايز شدند. اين آنيستكه براى ما شناخت فائده آن ميسور گرديده، گرچه به تمامى اطراف حكمت افعال خداوند جل شانه نمى توانيم پى ببريم ( و اذ قال ربك للملائكة انى جاهل فى الأرض خليفة قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدّماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك قال انى اعلم ما لاتعلمون ). (به خاطر بيار) هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روى زمين جانشينى (نماينده اى) قرار خواهم داد (فرشتگان) گفتند (پروردگارا) آيا كسى را در آن قرار مى دهى كه فساد و خونريزى كند؟ ما تسبيح و حمد تو را به جا مى آوريم، و ترا تقديس مى كنيم، پروردگار فرمود: من حقايقى را ميدانم كه شما نمى دانيد. پس منزه است آنكه از افعال آن به خاطر كمال حكمتش سئوال نمى شود، ولى آنان مسؤولند و حمد براى خدائيست كه پرورش دهنده عالميان است ( والحمد لله رب العالمين ) .

معلوم است در پيشگاه حضرتعالى كه دادن خمس از اموال آنكه بالغ نشده و از اموال ديوانه در ميان مجتهدين (خداوند آنان را حفظ نمايد و از آنان راضى باشد) محل اشكال است، آيا بر ولىّ طفل و ديوانه واجب است كه به طبق فتواى مجتهد خودش عمل نمايد يا نه؟

بلى لازم است طبق فتواى مجتهد خودش عمل نمايد، ولى اگر مجتهدش به واجب نبودن خمس فتوا مى دهد و او خمس ندهد و بچّه بزرگ شود و ديوانه صحت يابد و از كسى تقليد نمايند كه خمس را واجب مى داند بر آنها واجب است كه تدارك نمايند و خمس مالى را كه نداده است بدهند.