كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا جايز است كه مسلمان فرزندان خود را بنامهائى كه اسلامى نيست نامگذارى نمايد، همانند نامهاى نصرانيها و ديگران، و آيا از نظر شرعى نامگذارى بايستى بنامهائى كه در اسلام معين است نامگذارى نمايند، و يا اينكه اختيار دارند هر نامى را كه پسنديدند به آنها بگذارند؟

واجب نيست كه نامهاى معينى را بگذارند، بلكه مستحب است كه نامهائى كه بندگى خداوند متعال را مى رساند نامگذارى نمايند، و بنام محمّد و احمد و على و حسن و حسين و جعفر و طالب و عبدالله و حمزه و فاطمه و بنامهاى پيامبران كه از اهل بيت عصمت (عليهم السلام) نقل شده است نامگذارى كنند، همانطورى كه نامگذارى به نامهاى دشمنان اهل بيت (عليهم السلام) و بنامهاى حكم و حكيم و مالك و حارث و ضريش و ضرار و مرة و حرب و ظالم مكروه است، و امّا بنامهاى نصارى نامگذارى نمودن حرام است، زيرا كه آن ترويج كفر و باطل است و در غير آن حرام نيست.

شخصى برادر شلق (بد اخلاق) خودش را بدون اجازه پدرش به خاطر كمتر بودن احترام و ادبش مى زند و پدرش از اين تأديب خوشش نمى آيد، آيا اين عمل آن موجب عاقّ بودن نمى شود؟

جايز نيست بر او كه بدون اجازه پدرش برادرش را بزند، زيرا كه براى او ولايت بر آن نيست، و در صورتى كه اجازه دهد لازم است كه بر زدنهاى كمى اكتفاء كند مگر اينكه احتياج به زياد باشد.

آيا حضرت موسى پيامبر (عليهم السلام) اعلم اهل زمانش بود؟ از ملاحظه اى داستان موسى (عليه السلام) با خضر (عليه السلام) مى بينيم كه خضر موسى را تعليم نمود، آيا او محتاج بود كه خضر به آن ياد بدهد؟ و آيا خضر پيامبر بود؟

ظاهر اين است كه خضر (عليه السلام) از پيامبران بود، و علم مخصوصى نزد او بود كه در نزد موسى (عليه السلام) نبود، گرچه موسى اعلم اهل زمانش بود، بلكه اعلم از خضر بود در جهتى كه مردم به آن محتاج بودند، و بدين لحاظ او فرستاده شد بسوى آنها و خضر فرستاده نشد.

خنثى با محرمهاى خود از مردان و زنان نسبت به نگاه نمودن ميان ناف و زانو و غير از اينها چگونه رفتار خواهد نمود، و با نامحرمان از مردان و زنان چطور رفتار خواهد كرد، و بالغ شدن آن به چه نحو مى باشد و حكم ازدواج آن چگونه مى باشد؟

اگر با آن علاماتى كه مجتهدين در باب ميراث مى گويند وضع حالش (مرد و يا زن) بودنش روشن شد بايستى به آن عمل نمايد، ولى اگر وضع او روشن نشد لازم است كه در صورت توانائى احتياط نمايد، و اگر عمل به احتياط هم در حق او متعذر شد بايستى با قرعه وضع حالش روشن گردد.