نجل المرجع الديني الكبير السيد الحكيم يحضر مجلس الفاتحة المقام ببغداد في مدينة الحرية على روح الشيخ محمد الماجدي

نجل المرجع الديني الكبير السيد الحكيم يحضر مجلس الفاتحة المقام ببغداد في مدينة الحرية على روح الشيخ محمد الماجدي
۱۳۹۹/۱۲/۰۷


حضر نجل سماحة المرجع الديني الكبير السيد محمد سعيد الحكيم (مد ظله) حجة الاسلام والمسلمين السيد عز الدين الحكيم، يوم امس الاربعاء الحادي عشر من رجب 1442 هـ، مجلس الفاتحة المقام في منطقة العطيفية، على روح معتمد مكتب السيد الحكيم في منطقة الحرية في العاصمة بغداد حجة الاسلام الشيخ محمد الماجدي (رحمه الله)، الذي وافته المنية بعد اصابته بفيروس كورونا.
وقدم السيد عز الدين الحكيم والوفد المرافق له من معتمدي المرجعية ببغداد تعازي سماحة المرجع السيد الحكيم لذوي الفقيد ومحبيه سائلين المولى عزّ وجل ان يرحم الفقيد بواسع رحمته ويسكنه فسيح جناته، وان يلهم أهله وذويه ومحبيه الصبر والسلوان إنه ارحم الراحمين وولي المؤمنين.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

در مفروض سؤال كه كارمند اگر حق نداشته باشد كه اموال خود را تا مدتى كه در آن شركت و يا اداره كار مى كند بخواهد مگر اينكه اقدام به بازخريد نمودن خودش نمايد و يا اينكه به سنّ بازنشستگى برسد، آيا به چنين شخصى خمس دادن واجب است در صورتى كه نمى تواند پولش را از شركت بگيرد، و يا اينكه پس از دريافت كردن بايد خمس آن را بدهد و يا پس از اخذ كردن اگر از مخارج سالانه اش اضافه بماند بر آن خمس واجب مى شود؟

آنكه به شركت غير دولتى پرداخت مى كند بايد خمسش را با رسيدن سر سالش بدهد و آن وجهى كه به شركت و يا اداره دولتى مى دهد اگر از ماهيانه اش باشد آن وقت خمس آن واجب نيست زيرا كه كارمند مالك آن نشده است، ولى اگر از مال ديگرى كه مالك آن شده باشد بدهد خمس دادن بر آن واجب است.

شيعه اى اهل بيت (خداوند عزتشان را زياد كند) را مى بينم به هنگام نوشتن نامه و يا تابلو كه در آن نام پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و نام امام على (عليه السلام) است آن را با لفظ جلاله (نام خدا) تكميل مى نمايند، و اين كار آنها سه گانگى شيعى را تشكيل مى دهد كه مورد اعتراض ديگران مى شود، ما از محضر عالى تقاضا منديم كه به ما توضيح دهيد كه آيا اين كار توهين به خداوند عزوجل نمى شود، زيرا كه او با مخلوق ولواينكه درجه اش بالاتر باشد مقارن و همتا نمى شود، و يا اينكه جريان به نحو ديگر است؟

در نوشته اى ذكر شده اهانت به ذات مقدس الهى نيست زيرا كه نوشته اى نامبرده عبارت از وابسته بودن به خدا است، و آن را تكميل مى كند با ذكر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و اهل بيت آن، و همانطورى كه كفايت نمودن بنام خداوند متعال و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) دوگانگى (ثنويت) مجوس را تشكيل نمى دهد، پس لاحق كردن اميرالمؤمنين (عليه السلام) به آنها سه گانگى (ثالوث مقدس) همانند (ثالوث) نصارى را تشكيل نمى دهد. و توهين به حضرت بارى عزوجّل با الحاق دو بنده اى مقّربش به هنگام ذكر او در نزد او به جهت گرامى داشت آنكه او گرامى داشته است نمى شود. و لذا در قران مجيد امر به اطاعت خداوند متعال و پيامبرش در يك سياق تكرار شده و از اطاعت كنندگان به اين هر دو تعريف شده است، همانطورى كه خداوند سبحان به اطاعت خودش و پيامبرش و اولى الأمر در يك رديف امر نموده است و فرموده است: ( اطيعوالله و اطيعوالرسول واولى الامر منكم ).( ) اطاعت كنيد خدا را، و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولوالأمر (اوصياى پيامبر) را و فرمود: ( و مانقموا الاّ ان اعناهم الله و رسوله من فضله ).( ) آنها فقط از اين انتقام مى گيرند كه خداوند و رسولش، آنان را به فضل و كرم خود بى نياز ساختند و فرمود: فسيرى الله عملكم و رسوله( ) و خدا و رسولش اعمال شما را مى بينند. و خداوند متعال نيكى به پدر و مادر را در چندين جاى قران مجيد به توحيد لاحق كرده است تمامى اينها به خاطر اهميّت شأن آنكه آن را لاحق كرده است، بدون اينكه از آن توهينى بر او كه عزيز است نام او وارد آيد، و ما از لاحق كردن نام اميرالمؤمنين (عليه السلام) به نام خداوند متعال و پيامبر او (صلى الله عليه وآله وسلم) تأكيد كردن بر اين است كه ما نام خدا را كه ذكر كرديم براى فهمانيدن اينكه ما يگانه پرست و موحدّيم و ياد آور شديم پيامبر او را كه اشعار كنيم كه ما مسلمانيم و از اميرالمؤمنين هم اسم برديم كه اعلان نمائيم كه ما مؤمنيم و منافق نيستيم، بدان لحاظى كه از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده بر اين كه اگر على (عليه السلام)نمى بود منافقين شناخته نمى شدند، و اينكه على (عليه السلام) را دوست نمى دارد مگر مؤمن و دشمن نمى دارد مگر منافق، و طبيعى است كه اين كار منافقين را به غيظ آورده و از آن كار دلتنگ باشند آنوقت ما را متهم به كارهاى بزرگى بنمايند و به ما تهمت زنند چيزهائى را كه ما از آنها برئ هستيم.